معنی ۱neutral · 82%
همراه دیگران در بازی یا فعالیتی شرکت کردن.
مثالهای طبیعی
Darf ich beim nächsten Brettspiel mitspielen?
میتوانم در بازی رومیزی بعدی شرکت کنم؟
Die jüngeren Kinder spielten begeistert mit.
کودکان کوچکتر با اشتیاق همبازی شدند.
Bei der Entscheidung spielte auch der Preis mit.
قیمت نیز در تصمیم نقش داشت.
نکتهٔ کاربردی
فعل جداشدنی است؛ بهصورت استعاری نیز یعنی عاملی در نتیجه نقش داشته باشد.
درس کوتاه: mitspielen
همراه دیگران در بازی یا فعالیتی شرکت کردن. فعل جداشدنی است؛ بهصورت استعاری نیز یعنی عاملی در نتیجه نقش داشته باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «mitspielen» مطابقت دارد؟
