معنی ۱neutral · 86%
همراه و همرزم در یک هدف مشترک
مثالهای طبیعی
Sie dankte ihren Mitstreitern für jahrelange Unterstützung.
او از همراهانش برای سالها حمایت تشکر کرد.
Der Forscher gewann mehrere Mitstreiter für das neue Projekt.
پژوهشگر چند همراه برای پروژهٔ جدید پیدا کرد.
Auch nach Rückschlägen blieben seine Mitstreiter engagiert.
حتی پس از عقبگردها، همراهان او همچنان متعهد ماندند.
نکتهٔ کاربردی
به کسی گفته میشود که فعالانه در یک هدف، پروژه یا مبارزهٔ مشترک همراه است.
