معنی ۱neutral · 82%
اطلاعاتی که کسی به دیگری منتقل میکند، اغلب بهشکل کتبی یا رسمی.
مثالهای طبیعی
Die Schule schickte eine Mitteilung über den Ausflug.
مدرسه اطلاعیهای دربارهٔ گردش فرستاد.
Eine schriftliche Mitteilung lag im Briefkasten.
اطلاعیهای کتبی در صندوق پستی بود.
Bitte lesen Sie die Mitteilung am Eingang.
لطفاً اطلاعیهٔ ورودی را بخوانید.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث است؛ اطلاعیه را دریافت، ارسال یا منتشر میکنند؛ Nachricht برای پیام روزمره رایجتر است.
درس کوتاه: Mitteilung
اطلاعاتی که کسی به دیگری منتقل میکند، اغلب بهشکل کتبی یا رسمی. اسم مؤنث است؛ اطلاعیه را دریافت، ارسال یا منتشر میکنند؛ Nachricht برای پیام روزمره رایجتر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Mitteilung» مطابقت دارد؟
