معنی ۱neutral · 86%
سطح متوسط و بیبرجستگی
مثالهای طبیعی
Die Inszenierung bleibt trotz guter Besetzung im Mittelmaß stecken.
اجرای نمایشی با وجود بازیگران خوب در حد میانمایگی میماند.
Die Schule will sich nicht mit Mittelmaß zufriedengeben.
مدرسه نمیخواهد به سطح متوسط رضایت دهد.
Dauerhaftes Mittelmaß gefährdet die Wettbewerbsfähigkeit des Unternehmens.
میانمایگی مداوم رقابتپذیری شرکت را تهدید میکند.
نکتهٔ کاربردی
به سطحی متوسط و فاقد برجستگی یا کیفیت بالا، معمولاً با بار منفی، اشاره دارد.
