معنی ۱neutral · 86%
میانجی میان دو یا چند طرف
مثالهای طبیعی
Der Diplomat trat als Mittler zwischen den Konfliktparteien auf.
دیپلمات میان طرفهای درگیر نقش میانجی را ایفا کرد.
Die Autorin versteht sich als Mittlerin zwischen zwei Kulturen.
نویسنده خود را میانجی میان دو فرهنگ میداند.
Ein neutraler Mittler erleichterte die Gespräche erheblich.
یک میانجی بیطرف مذاکرات را بسیار آسانتر کرد.
نکتهٔ کاربردی
به شخصی گفته میشود که میان طرفها میانجیگری میکند و به ایجاد ارتباط یا توافق کمک میکند.
