معنی ۱formal · 82%
در بعضی نوبتها، بیآنکه مرتب یا هر بار رخ دهد.
مثالهای طبیعی
Mitunter fahren wir am Wochenende aufs Land.
گاهی آخر هفته به روستا میرویم.
Die alte Anlage macht mitunter ungewöhnliche Geräusche.
این دستگاه قدیمی گاهی صداهای عجیبی میدهد.
Mitunter hilft eine kurze Pause beim Nachdenken.
گاهی استراحت کوتاهی به فکرکردن کمک میکند.
نکتهٔ کاربردی
قیدی کمی رسمیتر از manchmal است؛ معنای «گاهی» دارد، نه «در میان یکدیگر».
درس کوتاه: mitunter
در بعضی نوبتها، بیآنکه مرتب یا هر بار رخ دهد. قیدی کمی رسمیتر از manchmal است؛ معنای «گاهی» دارد، نه «در میان یکدیگر».
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «mitunter» مطابقت دارد؟
