Mob
C2اسمتار و مار کردن، هزیمت، تار و مار کردن هزیمت
JadoLearn Dictionary
Mob یعنی تار و مار کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تار و مار کردن، هزیمت، تار و مار کردن هزیمت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چهار راه، تار و مار کردن، هزیمت
تار و مار کردن، هزیمت، عدل کردن
تار و مار کردن، هزیمت
تار و مار کردن، هزیمت
تار و مار کردن، هزیمت
تار و مار کردن، هزیمت
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.