معنی ۱neutral · 86%
برای هدفی نیرو یا منابع را بسیج کردن
مثالهای طبیعی
Die Initiative konnte innerhalb weniger Tage Tausende Unterstützer mobilisieren.
این ابتکار در چند روز هزاران حامی را بسیج کرد.
Die Stadt mobilisierte zusätzliche Kräfte für den Hochwasserschutz.
شهر نیروهای بیشتری را برای مقابله با سیل بسیج کرد.
Das Projekt muss private Mittel mobilisieren, um fortgeführt zu werden.
پروژه برای ادامه باید منابع مالی خصوصی جذب کند.
نکتهٔ کاربردی
یعنی افراد، منابع یا حمایت را برای هدفی فعال و گردآوری کردن.
