moderat
C1صفتمعتدل کردن، معتدل، میانگیر
JadoLearn Dictionary
moderat یعنی معتدل کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معتدل کردن، معتدل، میانگیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بد، بی محل، لاوصول
محجوبانه، شرمرو، معتدل کردن
معتدل کردن، معتدل، میانگیر
معتدل کردن، معتدل، میانگیر
معتدل کردن، معتدل، میانگیر
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
زلال، نور افشان، صوری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.