معنی ۱neutral · 82%
کسی که گفتوگو، برنامه یا رویدادی را اداره میکند.
مثالهای طبیعی
Der Moderator stellte dem Gast drei Fragen.
مجری سه پرسش از مهمان پرسید.
Eine Moderatorin ordnete die Wortmeldungen auf dem Podium.
گرداننده نوبتهای سخنگفتن را در پنل تنظیم کرد.
Der Moderator kündigte die nächste Band an.
مجری گروه موسیقی بعدی را معرفی کرد.
نکتهٔ کاربردی
اسم مذکر با شکل مؤنث Moderatorin است؛ در فضای مجازی ناظر محتوا و گفتوگو نیز هست.
درس کوتاه: Moderator
کسی که گفتوگو، برنامه یا رویدادی را اداره میکند. اسم مذکر با شکل مؤنث Moderatorin است؛ در فضای مجازی ناظر محتوا و گفتوگو نیز هست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Moderator» مطابقت دارد؟
