معنی ۱neutral · 92%
فرایند مدرنترکردن چیزی با بهروزرسانی ساختارها، فناوری یا روشها
مثالهای طبیعی
Die Modernisierung der Maschinen senkte den Energieverbrauch deutlich.
نوسازی دستگاهها مصرف انرژی را بهطور محسوسی کاهش داد.
Die Stadt plant eine umfassende Modernisierung des Bahnhofs.
شهر نوسازی گستردهٔ ایستگاه را برنامهریزی کرده است.
Zur Modernisierung gehören auch neue digitale Arbeitsprozesse.
فرایند نوسازی شامل روندهای دیجیتال جدید کاری هم میشود.
نکتهٔ کاربردی
Modernisierung میتواند یک پروژهٔ مشخص یا روندی گستردهتر باشد. فعل آن modernisieren است.
