معنی ۱neutral · 82%
واحدی مستقل که میتوان آن را با واحدهای دیگر در یک سامانه ترکیب کرد.
مثالهای طبیعی
Das neue Modul erweitert die Speicherfunktion des Geräts.
ماژول تازه قابلیت ذخیرهسازی دستگاه را گسترش میدهد.
Im zweiten Kursmodul üben wir das Schreiben.
در ماژول دوم دوره نوشتن را تمرین میکنیم.
Die Techniker tauschten ein defektes Modul aus.
تکنسینها ماژول خراب را عوض کردند.
نکتهٔ کاربردی
اسم خنثی و جمع آن Module است؛ در فناوری، نرمافزار و آموزش برای واحدی جداگانه میآید.
درس کوتاه: Modul
واحدی مستقل که میتوان آن را با واحدهای دیگر در یک سامانه ترکیب کرد. اسم خنثی و جمع آن Module است؛ در فناوری، نرمافزار و آموزش برای واحدی جداگانه میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Modul» مطابقت دارد؟
