Monitor
B1اسمنمایش دادن، بخرج دادن، جلوه دادن
JadoLearn Dictionary
Monitor یعنی نمایش دادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نمایش دادن، بخرج دادن، جلوه دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نمایش دادن، بخرج دادن، جلوه دادن
سرند، صحنه، نمایش دادن
تیوب، زیرزمینی، زیر زمین
نمایش دادن، بخرج دادن، جلوه دادن
نمایش دادن، بخرج دادن، جلوه دادن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.