لباس فرم یا پوشاک رسمیِ مشخص برای انجام یک خدمت یا نقش.
مثالهای طبیعی
In der Ausstellung ist die Montur eines Postboten aus dem 19. Jahrhundert zu sehen.
در نمایشگاه لباس فرم یک پستچی قرن نوزدهم دیده میشود.
Der Rekrut musste seine Montur vor der Inspektion sorgfältig reinigen.
سرباز تازهوارد باید پیش از بازرسی لباس فرمش را با دقت تمیز میکرد.
Auf dem Gemälde trägt die Wache eine auffällig rote Montur.
در نقاشی نگهبان لباس فرمی با رنگ قرمز چشمگیر پوشیده است.
نکتهٔ کاربردی
در روایت تاریخی طبیعیتر است و از «Uniform» یا «Dienstkleidung» قدیمیتر به نظر میرسد.
