معنی ۱neutral · 82%
مردی که پیرو اسلام است و آن را دین خود میداند.
مثالهای طبیعی
Der Moslem betet gemeinsam mit seiner Gemeinde.
مرد مسلمان همراه با جماعت خود نماز میخواند.
Ein Moslem erklärte den Feiertag seiner Kollegin.
مرد مسلمانی عید را برای همکارش توضیح داد.
Der Moslem fastet während des Ramadan.
مرد مسلمان در ماه رمضان روزه میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
Moslem و Moslemin صورتهای قدیمیشوندهاند؛ امروزه Muslim، Muslimin و Muslima رایجترند و کاربرد منطقهای ممکن است فرق کند.
درس کوتاه: Moslem
مردی که پیرو اسلام است و آن را دین خود میداند. Moslem و Moslemin صورتهای قدیمیشوندهاند؛ امروزه Muslim، Muslimin و Muslima رایجترند و کاربرد منطقهای ممکن است فرق کند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Moslem» مطابقت دارد؟
