معنی ۱neutral · 88%
سکهای که بهعنوان پول استفاده یا بهعنوان شیء کلکسیونی نگهداری میشود
مثالهای طبیعی
Für den Automaten brauche ich eine Zwei-Euro-Münze.
برای دستگاه به یک سکهٔ دو یورویی نیاز دارم.
Diese alte Münze gehört zu seiner Sammlung.
این سکهٔ قدیمی بخشی از مجموعهٔ اوست.
Sie wirft eine Münze in den Automaten.
او یک سکه داخل دستگاه میاندازد.
نکتهٔ کاربردی
عبارتهای رایج شامل eine Münze einwerfen، Münzen sammeln و eine Zwei-Euro-Münze است.

