معنی ۱technical · 82%
مجموعهٔ ماهیچههای بدن یا بخشی مشخص از آن.
مثالهای طبیعی
Regelmäßiges Training stärkt die Muskulatur des Rückens.
تمرین منظم عضلات پشت را تقویت میکند.
Die Ärztin prüfte die Muskulatur im verletzten Bein.
پزشک عضلات پای آسیبدیده را بررسی کرد.
Bei kleinen Kindern entwickelt sich die Muskulatur noch.
عضلات کودکان خردسال هنوز در حال رشدند.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ ماهیچههای منفرد نامهای جداگانه دارند.
درس کوتاه: Muskulatur
مجموعهٔ ماهیچههای بدن یا بخشی مشخص از آن. اسم مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ ماهیچههای منفرد نامهای جداگانه دارند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Muskulatur» مطابقت دارد؟
