Muss
B2اسمبایستگی، ضرورت، لزوم
JadoLearn Dictionary
Muss یعنی بایستگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بایستگی، ضرورت، لزوم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ویژگی، مایملک، خاصیت
محدودیت، امساک، سفارش دادن
ترویج، گردش، تیراژ
بایستگی، ضرورت، لزوم
بایستگی، ضرورت، لزوم
معادل، هم ارز، نظیر
معادل، هم ارز، نظیر
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
رهایی یافتن، گریز، فرار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.