معنی ۱neutral · 86%
امر رازآلود یا توضیحناپذیر
مثالهای طبیعی
Der genaue Mechanismus bleibt bislang ein Mysterium.
سازوکار دقیق هنوز یک راز باقی مانده است.
Das Verschwinden der Handschrift ist bis heute ein Mysterium.
ناپدیدشدن نسخهٔ خطی تا امروز یک راز است.
Wie er das geschafft hat, ist mir ein Mysterium.
اینکه چطور موفق به این کار شد برای من معماست.
نکتهٔ کاربردی
چیزی رازآلود یا توضیحناپذیر است که ماهیت یا علت آن بهسختی فهمیده میشود.
