معنی ۱neutral · 82%
در طول شب رخداده یا از ویژگیهای شب.
مثالهای طبیعی
Ein nächtlicher Zug bringt uns nach Hause.
قطاری شبانه ما را به خانه میرساند.
Die Polizei untersucht einen nächtlichen Einbruch.
پلیس دربارهٔ ورود غیرمجاز شبانه تحقیق میکند.
Nächtliche Ruhe hilft den Gästen beim Schlafen.
آرامش شبانه به مهمانان کمک میکند بخوابند.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً پیش از اسم میآید، مانند nächtlicher Lärm. به زمان یا ارتباط با شب اشاره دارد و معمولاً درجهپذیر نیست.
درس کوتاه: nächtlich
در طول شب رخداده یا از ویژگیهای شب. معمولاً پیش از اسم میآید، مانند nächtlicher Lärm. به زمان یا ارتباط با شب اشاره دارد و معمولاً درجهپذیر نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «nächtlich» مطابقت دارد؟
