معنی ۱neutral · 82%
در بخش شمالیِ مکان یا منطقهای واقعشده.
مثالهای طبیعی
Das Dorf liegt im nördlichen Teil des Landkreises.
روستا در بخش شمالی شهرستان قرار دارد.
Wir wanderten an der nördlichen Küste entlang.
در امتداد ساحل شمالی پیادهروی کردیم.
Am nördlichen Ufer des Sees beginnt ein großes Waldgebiet.
در ساحل شمالی دریاچه جنگل بزرگی آغاز میشود.
نکتهٔ کاربردی
پیش از اسم، صفت صرف میشود: die nördliche Küste. حرف اضافهٔ همآوای nördlich von با داتیو ساختی جداگانه است.
درس کوتاه: nördlich
در بخش شمالیِ مکان یا منطقهای واقعشده. پیش از اسم، صفت صرف میشود: die nördliche Küste. حرف اضافهٔ همآوای nördlich von با داتیو ساختی جداگانه است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «nördlich» مطابقت دارد؟
