اجبار از راه تهدید، فشار یا زور
مثالهای طبیعی
Die Staatsanwaltschaft ermittelt wegen des Verdachts auf Nötigung.
دادستانی دربارهٔ ظن به اجبار غیرقانونی تحقیق میکند.
Drohungen mit persönlichen Nachteilen können als Nötigung empfunden werden.
تهدید به زیان شخصی میتواند نوعی اجبار تلقی شود.
Eine Zustimmung unter massiver Nötigung ist nicht frei erteilt.
رضایت تحت اجبار شدید، آزادانه داده نشده است.
نکتهٔ کاربردی
وادارکردن شخص با تهدید، فشار یا خشونت به انجام، تحمل یا ترک کاری برخلاف ارادهٔ آزاد او؛ همچنین اصطلاحی حقوقی است.
