معنی ۱neutral · 82%
تحتتأثیر الکل یا مادهٔ مستکنندهٔ دیگری قرارنگرفته.
مثالهای طبیعی
Nach der Feier fuhr sie nur nüchtern nach Hause.
او پس از مهمانی فقط در حالت هوشیار به خانه رانندگی کرد.
Der nüchterne Fahrer brachte alle sicher zurück.
رانندهٔ هوشیار همه را سالم برگرداند.
Der Test bestätigte, dass der Mann nüchtern war.
آزمایش تأیید کرد که مرد هوشیار بود.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با bleiben یا sein میآید: nüchtern bleiben. معنای «واقعگرا» هم دارد؛ اینجا منظور الکل است.
درس کوتاه: nüchtern
تحتتأثیر الکل یا مادهٔ مستکنندهٔ دیگری قرارنگرفته. اغلب با bleiben یا sein میآید: nüchtern bleiben. معنای «واقعگرا» هم دارد؛ اینجا منظور الکل است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «nüchtern» مطابقت دارد؟
