رویکردی واقعنگر، خونسرد و دور از احساسات اغراقآمیز در برابر واقعیتها.
مثالهای طبیعی
Die Nüchternheit ihrer Analyse überzeugte selbst die skeptischen Ausschussmitglieder.
واقعنگریِ بیطرفانهٔ تحلیلش حتی اعضای بدبین کمیته را هم قانع کرد.
Der Bericht schildert das Unglück mit beinahe erschreckender Nüchternheit.
گزارش فاجعه را با خونسردیِ تقریباً تکاندهندهای شرح میدهد.
Die Nüchternheit des Raumes ließ die Besucher kaum verweilen.
سادگیِ سرد و بیروحِ اتاق باعث میشد بازدیدکنندگان چندان نمانند.
نکتهٔ کاربردی
خویشتنداریِ بیاحساس بسته به موقعیت میتواند منصفانه یا سرد تلقی شود.
