معنی ۱colloquial · 82%
میانواژهای محاورهای برای آغاز گفتوگو، پرسیدن حال کسی یا واکنش نشاندادن به چیزی.
مثالهای طبیعی
Na, wie war dein erster Arbeitstag?
خب، روز اول کارت چطور بود؟
Na, alles bereit für die Reise?
خب، همهچیز برای سفر آماده است؟
„Na, das ist ja unerwartet!“
«اِ، این که غیرمنتظره است!»
نکتهٔ کاربردی
معنا و لحن به تأکید و بافت وابسته است. Na میتواند سلامی دوستانه یا نشانهٔ توجه، بیحوصلگی، تعجب، مخالفت یا دلگرمی باشد.
درس کوتاه: na
میانواژهای محاورهای برای آغاز گفتوگو، پرسیدن حال کسی یا واکنش نشاندادن به چیزی. معنا و لحن به تأکید و بافت وابسته است. Na میتواند سلامی دوستانه یا نشانهٔ توجه، بیحوصلگی، تعجب، مخالفت یا دلگرمی باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «na» مطابقت دارد؟
