معنی ۱neutral · 86%
بهشدت مشتاق چیزی بودن
مثالهای طبیعی
Nach Jahren im Hintergrund hungerte sie nach Anerkennung.
پس از سالها در حاشیه بودن، تشنهٔ دیدهشدن بود.
Viele Menschen hungern nach Verlässlichkeit in unsicheren Zeiten.
بسیاری از مردم در دوران ناامن تشنهٔ ثبات و قابلاعتماد بودناند.
Er hungerte nach Nähe, sprach aber kaum über seine Gefühle.
او تشنهٔ صمیمیت بود اما بهندرت از احساساتش حرف میزد.
نکتهٔ کاربردی
بهصورت مجازی میل و اشتیاق بسیار شدید، تقریباً جسمانی، به چیزی را بیان میکند.
