معنی ۱neutral · 82%
محدودهٔ اطراف محل زندگی یا افرادی که در نزدیکی آن زندگی میکنند.
مثالهای طبیعی
In unserer Nachbarschaft gibt es einen kleinen Park.
در محلهٔ ما پارک کوچکی وجود دارد.
Die Nachbarschaft half der Familie nach dem Brand.
همسایهها پس از آتشسوزی به خانواده کمک کردند.
Gute Nachbarschaft macht das Wohnen angenehmer.
همسایگی خوب زندگی را دلپذیرتر میکند.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث است؛ هم محدودهٔ محل سکونت و هم رابطهٔ خوب میان همسایهها را میرساند.
درس کوتاه: Nachbarschaft
محدودهٔ اطراف محل زندگی یا افرادی که در نزدیکی آن زندگی میکنند. اسم مؤنث است؛ هم محدودهٔ محل سکونت و هم رابطهٔ خوب میان همسایهها را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Nachbarschaft» مطابقت دارد؟
