معنی ۱neutral · 86%
نسخه یا بازسازی شبیه به نمونهٔ اصلی
مثالهای طبیعی
Das ausgestellte Schwert ist eine originalgetreue Nachbildung.
شمشیر نمایشدادهشده یک بازسازی وفادار به اصل است.
Im Park steht eine Nachbildung des historischen Pavillons.
در پارک بازسازیای از پاویون تاریخی قرار دارد.
Studierende übten an einer anatomischen Nachbildung des Herzens.
دانشجویان روی یک مدل بازسازیشدهٔ تشریحی قلب تمرین کردند.
نکتهٔ کاربردی
به نسخه یا بازسازیای گفته میشود که برای شبیهبودن به اصل ساخته شده است.
