معنی ۱neutral · 82%
کسی که آرام و جدی دربارهٔ چیزی فکر میکند، یا حالت چهرهای متفکر دارد.
مثالهای طبیعی
Nach dem Gespräch ging sie nachdenklich nach Hause.
او پس از گفتوگو متفکرانه به خانه رفت.
Sein nachdenklicher Blick blieb am Fenster hängen.
نگاه غرقفکرش روی پنجره ماند.
Die Frage machte mich kurz nachdenklich.
آن پرسش برای لحظهای مرا به فکر فروبرد.
نکتهٔ کاربردی
صفت مقایسهپذیر است و فرد یا حالت چهره را پس از تجربه یا گفتوگویی توصیف میکند.
درس کوتاه: nachdenklich
کسی که آرام و جدی دربارهٔ چیزی فکر میکند، یا حالت چهرهای متفکر دارد. صفت مقایسهپذیر است و فرد یا حالت چهره را پس از تجربه یا گفتوگویی توصیف میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «nachdenklich» مطابقت دارد؟
