پس از کسی مسئولیت یا مقامی را برعهده گرفتن، بهویژه در مقام جانشین.
مثالهای طبیعی
Nach dem Rücktritt folgte ihr ein jüngerer Kollege nach.
پس از استعفای او، همکار جوانتری جانشینش شد.
Der Sohn folgte seinem Vater auf dem Hof nach.
پسر در ادارهٔ مزرعه جانشین پدرش شد.
Nach der Wahl folgte die neue Bürgermeisterin im Amt ihrer Vorgängerin nach.
پس از انتخابات، شهردار جدید در سمت خود جانشین شهردار پیشین شد.
نکتهٔ کاربردی
فعل لازم و جداشدنی است؛ شخصی که جانشینش میشویم داتیو میگیرد و Perfekt با sein ساخته میشود.
درس کوتاه: nachfolgen
پس از کسی مسئولیت یا مقامی را برعهده گرفتن، بهویژه در مقام جانشین. فعل لازم و جداشدنی است؛ شخصی که جانشینش میشویم داتیو میگیرد و Perfekt با sein ساخته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «nachfolgen» مطابقت دارد؟
