معنی ۱neutral · 82%
پرسشی تکمیلی مطرح کردن تا اطلاعات بیشتر یا پاسخ روشنتری گرفت.
مثالهای طبیعی
Ich frage morgen beim Hotel nach der Abfahrtszeit nach.
فردا دربارهٔ زمان حرکت از هتل میپرسم.
Die Kundin fragte nach, ob die Lieferung schon unterwegs sei.
مشتری پیگیری کرد که آیا مرسوله راه افتاده است.
Wenn etwas unklar ist, frag bitte direkt nach.
اگر چیزی روشن نیست، لطفاً مستقیم سؤال کن.
نکتهٔ کاربردی
فعل جداشدنی است؛ میتوان از شخصی پیگیری کرد یا دربارهٔ موضوعی با nach و داتیو پرسید.
درس کوتاه: nachfragen
پرسشی تکمیلی مطرح کردن تا اطلاعات بیشتر یا پاسخ روشنتری گرفت. فعل جداشدنی است؛ میتوان از شخصی پیگیری کرد یا دربارهٔ موضوعی با nach و داتیو پرسید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «nachfragen» مطابقت دارد؟
