معنی ۱neutral · 82%
در برابر فشار یا خواستهای مقاومت نکردن و سرانجام کوتاهآمدن.
مثالهای طبیعی
Nach langem Streit gab er schließlich der Bitte nach.
پس از بحثی طولانی، سرانجام با درخواست موافقت کرد.
Das Holz gibt unter starkem Druck etwas nach.
چوب زیر فشار زیاد کمی خم میشود.
Die Firma gab den Forderungen der Beschäftigten nach.
شرکت در برابر خواستههای کارکنان کوتاه آمد.
نکتهٔ کاربردی
فعل جداشدنی و قوی است و معمولاً متمم داتیو میگیرد؛ همچنین میتواند یعنی مادهای زیر فشار خم شود.
درس کوتاه: nachgeben
در برابر فشار یا خواستهای مقاومت نکردن و سرانجام کوتاهآمدن. فعل جداشدنی و قوی است و معمولاً متمم داتیو میگیرد؛ همچنین میتواند یعنی مادهای زیر فشار خم شود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «nachgeben» مطابقت دارد؟
