معنی ۱neutral · 82%
سرنخ یا پرسشی را بیشتر بررسی کردن تا علت یا پاسخ روشن شود.
مثالهای طبیعی
Die Polizei ging dem Hinweis auf den Einbruch nach.
پلیس سرنخ مربوط به سرقت را پیگیری کرد.
Der Techniker ging der Ursache des Fehlers nach.
تکنسین علت خطا را بررسی کرد.
Sie ging der Frage nach, wer den Schlüssel genommen hatte.
او بررسی کرد چه کسی کلید را برداشته بود.
نکتهٔ کاربردی
فعل جداشدنی است و اغلب با داتیو میآید؛ در معنای بررسیکردن، Perfekt با sein ساخته میشود.
درس کوتاه: nachgehen
سرنخ یا پرسشی را بیشتر بررسی کردن تا علت یا پاسخ روشن شود. فعل جداشدنی است و اغلب با داتیو میآید؛ در معنای بررسیکردن، Perfekt با sein ساخته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «nachgehen» مطابقت دارد؟
