معنی ۱neutral · 88%
کوشیدن برای ردگیری یا دریافت دقیق منشأ، اثر یا حضور ظریف چیزی.
مثالهای طبیعی
Die Historikerin spürt den Ursprüngen der alten Legende nach.
تاریخپژوه در پیِ ریشههای افسانهٔ قدیمی است.
Nach dem Konzert spürte er der seltsamen Traurigkeit in sich nach.
بعد از کنسرت، در احساس اندوه عجیب درونش تأمل کرد.
Im verlassenen Haus spürten sie den letzten Hinweisen auf die Bewohner nach.
در خانهٔ متروک، آخرین ردهای ساکنان را دنبال کردند.
نکتهٔ کاربردی
متمم داتیو میگیرد، نه مفعول مستقیم؛ پیشوند در جملهٔ اصلی به پایان میرود.
