معنی ۱neutral · 88%
خوراکی شیرینی که در پایان یک وعدهٔ غذا خورده میشود.
مثالهای طبیعی
Zum Nachtisch gibt es Eis.
برای دسر بستنی داریم.
Möchtest du einen Nachtisch bestellen?
میخواهی دسر سفارش بدهی؟
Auf der Karte stehen drei Nachtische.
در منو سه دسر نوشته شده است.
نکتهٔ کاربردی
Nachtisch یک اسم آلمانی با حرف تعریف der است و شکل جمع آن Nachtische است.
