معنی ۱neutral · 82%
تنها پس از زمان مقرر یا مناسب انجامشده یا افزودهشده.
مثالهای طبیعی
Die Firma schickte die Rechnung nachträglich per E-Mail.
شرکت فاکتور را بعداً با ایمیل فرستاد.
Wir ergänzen die fehlende Unterschrift nachträglich.
امضای جاافتاده را بعداً اضافه میکنیم.
Nachträgliche Änderungen sind im Protokoll markiert.
تغییرات بعدی در صورتجلسه مشخص شدهاند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب برای اصلاح، پرداخت یا ثبتنام بهکار میرود. زمان انجام را میرساند و لزوماً به معنای خطا نیست.
درس کوتاه: nachträglich
تنها پس از زمان مقرر یا مناسب انجامشده یا افزودهشده. اغلب برای اصلاح، پرداخت یا ثبتنام بهکار میرود. زمان انجام را میرساند و لزوماً به معنای خطا نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «nachträglich» مطابقت دارد؟
