چنان روشن توضیحدادهشده که دیگران بتوانند روند استدلال را بفهمند.
مثالهای طبیعی
Ihre Begründung ist für das ganze Team nachvollziehbar.
استدلال او برای تمام گروه قابلدرک است.
Der Fahrplan erklärt die Umleitung nachvollziehbar.
برنامهٔ حرکت مسیر انحرافی را روشن توضیح میدهد.
Die Rechnung ist mit diesen Belegen nachvollziehbar.
این رسیدها صورتحساب را قابلدرک میکنند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب برای دلیل، تصمیم یا توضیح بهکار میرود. درجهٔ مقایسه دارد: nachvollziehbarer، am nachvollziehbarsten.
درس کوتاه: nachvollziehbar
چنان روشن توضیحدادهشده که دیگران بتوانند روند استدلال را بفهمند. اغلب برای دلیل، تصمیم یا توضیح بهکار میرود. درجهٔ مقایسه دارد: nachvollziehbarer، am nachvollziehbarsten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «nachvollziehbar» مطابقت دارد؟
