منطق، احساس یا استدلال پشت یک موضوع را درک کردن
مثالهای طبیعی
Ich kann deine Entscheidung nach dem Gespräch besser nachvollziehen.
بعد از گفتوگو میتوانم تصمیم تو را بهتر درک کنم.
Die Argumentation lässt sich bis zum letzten Schritt gut nachvollziehen.
میتوان استدلال را تا مرحلهٔ آخر بهخوبی دنبال کرد.
Wir können Ihren Ärger über die lange Wartezeit nachvollziehen.
میتوانیم ناراحتی شما از انتظار طولانی را درک کنیم.
نکتهٔ کاربردی
این معنی برای پذیرفتن و فهمیدن منطق یا واکنش فرد دیگر بسیار رایج است.
