معنی ۱neutral · 82%
مدرکی که یک واقعیت، صلاحیت یا انجامشدن شرطی را تأیید میکند.
مثالهای طبیعی
Für die Anmeldung brauchen Sie einen Nachweis Ihrer Adresse.
برای ثبتنام به مدرک نشانی نیاز دارید.
Der Nachweis liegt als unterschriebener Vertrag vor.
قرارداد امضاشده بهعنوان مدرک موجود است.
Sie schickte den Nachweis über ihre Ausbildung per Post.
او مدرک دورهٔ آموزشیاش را پست کرد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه اغلب با über یا für میآید. جمع آن Nachweise است.
درس کوتاه: Nachweis
مدرکی که یک واقعیت، صلاحیت یا انجامشدن شرطی را تأیید میکند. این واژه اغلب با über یا für میآید. جمع آن Nachweise است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Nachweis» مطابقت دارد؟
