معنی ۱neutral · 88%
چیزی را با مدرک اثبات یا نشان دادن
مثالهای طبیعی
Die Studie konnte einen deutlichen Effekt nachweisen.
مطالعه توانست یک اثر مشخص را اثبات کند.
Für die Bewerbung müssen Sie Ihre Qualifikation nachweisen.
برای درخواست باید صلاحیت خود را با مدرک اثبات کنید.
Im Labor wurde der Stoff in der Probe nachgewiesen.
در آزمایشگاه وجود این ماده در نمونه اثبات شد.
نکتهٔ کاربردی
مفعولهای رایج شامل Wirkung، Qualifikation، Identität، Fehler و Stoff هستند و در جملهٔ اصلی nach به پایان میرود.

