معنی ۱neutral · 88%
فرزندان یا نسل جوان جدیدی که در یک گروه یا حوزه ادامهدهنده است
مثالهای طبیعی
Die Tiere haben im Frühjahr Nachwuchs bekommen.
حیوانات در بهار بچهدار شدند.
Die Branche braucht dringend qualifizierten Nachwuchs.
این حوزه بهشدت به نسل جدیدی از نیروهای متخصص نیاز دارد.
Der Verein investiert viel in die Förderung des Nachwuchses.
باشگاه سرمایهگذاری زیادی روی پرورش نسل جوان انجام میدهد.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج شامل Nachwuchs bekommen، Nachwuchs fördern و qualifizierter Nachwuchs است.

