معنی ۱neutral · 88%
تقریباً یا نزدیک به؛ بسیار نزدیک به یک حالت یا مقدار
مثالهای طبیعی
Die Arbeiten sind nahezu abgeschlossen.
کارها تقریباً تمام شدهاند.
Nahezu alle Teilnehmer waren pünktlich.
تقریباً همهٔ شرکتکنندگان بهموقع رسیدند.
Die beiden Werte sind nahezu gleich.
دو مقدار تقریباً برابرند.
نکتهٔ کاربردی
nahezu در زبان خنثی و رسمی با عبارتهایی مانند nahezu alle، nahezu vollständig و nahezu gleich رایج است.
