معنی ۱neutral · 88%
ماده یا محصولی که برای خوردن و تغذیه استفاده میشود
مثالهای طبیعی
Wir kaufen möglichst frische Nahrungsmittel.
تا حد امکان مواد غذایی تازه میخریم.
Einige Nahrungsmittel müssen im Kühlschrank gelagert werden.
بعضی مواد غذایی باید در یخچال نگهداری شوند.
Diese Nahrungsmittel enthalten nur wenig Zucker.
این مواد غذایی مقدار کمی شکر دارند.
نکتهٔ کاربردی
شکل مفرد و جمع هر دو Nahrungsmittel است. این واژه از Essen رسمیتر است و در بافت محصول، تغذیه و ایمنی غذا رایج است.

