سادهلوحی و فقدان داوری پخته
مثالهای طبیعی
Es wäre Naivität, allein auf freiwillige Zusagen zu vertrauen.
اتکا صرف به وعدههای داوطلبانه سادهلوحی است.
Seine anfängliche Naivität gegenüber dem Markt kostete ihn viel Geld.
سادهلوحی اولیهاش نسبت به بازار هزینهٔ زیادی برایش داشت.
Die Figur verbindet moralische Klarheit mit überraschender Naivität.
این شخصیت شفافیت اخلاقی را با سادهلوحی شگفتآوری ترکیب میکند.
نکتهٔ کاربردی
کمبود داوری پخته یا نگاه انتقادی است که اغلب با اعتماد یا فرضهای بیش از حد سادهانگارانه همراه است.
