معنی ۱neutral · 88%
بینی، بخش صورت برای تنفس و بویایی
مثالهای طبیعی
Nach dem Spaziergang in der Kälte war meine Nase ganz kalt.
بعد از پیادهروی در سرما بینیام کاملاً سرد شده بود.
Seit gestern läuft meine Nase ständig.
از دیروز مدام آبریزش بینی دارم.
Nach dem Sturz hatte er Schmerzen an der Nase.
بعد از افتادن بینیاش درد میکرد.
نکتهٔ کاربردی
عبارتهای رایج شامل die Nase läuft، sich die Nase putzen و durch die Nase atmen است.

