معنی ۱neutral · 88%
منفی، نامطلوب یا ناخوشایند
مثالهای طبیعی
Die Reaktion auf die Änderung war überwiegend negativ.
واکنش به این تغییر عمدتاً منفی بود.
Das Ergebnis der Untersuchung war negativ.
نتیجهٔ بررسی منفی بود.
Die Entscheidung hatte negative Folgen für das Projekt.
این تصمیم پیامدهای منفی برای پروژه داشت.
نکتهٔ کاربردی
متضاد رایج آن positiv است و معنی دقیق «نتیجهٔ منفی» به بافت بستگی دارد.

