معنی ۱neutral · 82%
چیزی یا بخشی از بدن را با زاویه به جهتی حرکت دادن.
مثالهای طبیعی
Sie neigte den Kopf, um besser zu hören.
او سرش را خم کرد تا بهتر بشنود.
Der junge Baum neigt sich zum Licht.
درخت جوان بهسوی نور خم میشود.
Bitte neigen Sie das Glas vorsichtig zur Seite.
لطفاً لیوان را بااحتیاط به یک طرف خم کنید.
نکتهٔ کاربردی
این فعل میتواند آکوزاتیو بگیرد: den Kopf neigen. کاربرد بازتابی هم دارد: Der Baum neigt sich im Wind.
درس کوتاه: neigen
چیزی یا بخشی از بدن را با زاویه به جهتی حرکت دادن. این فعل میتواند آکوزاتیو بگیرد: den Kopf neigen. کاربرد بازتابی هم دارد: Der Baum neigt sich im Wind.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «neigen» مطابقت دارد؟
