معنی ۱neutral · 89%
تمایل یا گرایش شخصی به رفتار، احساس یا انتخاب به شیوهای خاص
مثالهای طبیعی
Er hat die Neigung, Aufgaben bis zum letzten Moment aufzuschieben.
او تمایل دارد کارها را تا آخرین لحظه عقب بیندازد.
Ihre Neigung zu Sprachen beeinflusste die Studienwahl.
گرایش او به زبانها بر انتخاب رشتهاش تأثیر گذاشت.
Die Neigung zu schnellen Urteilen kann zu Missverständnissen führen.
گرایش به قضاوت سریع میتواند به سوءتفاهم منجر شود.
نکتهٔ کاربردی
Neigung از Lust رسمیتر است و معمولاً گرایشی نسبتاً پایدار را بیان میکند، نه میل لحظهای.
