معنی ۱neutral · 86%
بازتنظیم هدفمند راهبرد یا ساختار
مثالهای طبیعی
Die Neuausrichtung des Konzerns setzt stärker auf digitale Dienste.
بازآرایی شرکت تمرکز بیشتری بر خدمات دیجیتال دارد.
Die Regierung plant eine Neuausrichtung der Förderpolitik.
دولت قصد دارد سیاست حمایتی را بازتنظیم کند.
Die Neuausrichtung brachte neue Zuständigkeiten mit sich.
بازآرایی مسئولیتهای جدیدی به همراه آورد.
نکتهٔ کاربردی
تغییر هدفمند در جهت، اولویتها، جایگاه یا ساختار یک سازمان یا راهبرد است.
