معنی ۱neutral · 82%
از مدت کوتاهی پیش، بهویژه وقتی وضع یا عادتی تغییر کرده است.
مثالهای طبیعی
Neuerdings fährt sie mit dem Rad zur Arbeit.
این اواخر او با دوچرخه به سر کار میرود.
Unser Café bietet neuerdings auch Frühstück an.
کافهٔ ما این اواخر صبحانه هم سرو میکند.
Neuerdings arbeitet das Archiv jeden Samstag.
این اواخر بایگانی هر شنبه باز است.
نکتهٔ کاربردی
اغلب در آغاز یا میانهٔ جمله میآید و بر روند تازه تأکید دارد، نه صرفاً رویدادی در گذشتهٔ نزدیک.
درس کوتاه: neuerdings
از مدت کوتاهی پیش، بهویژه وقتی وضع یا عادتی تغییر کرده است. اغلب در آغاز یا میانهٔ جمله میآید و بر روند تازه تأکید دارد، نه صرفاً رویدادی در گذشتهٔ نزدیک.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «neuerdings» مطابقت دارد؟
